|
برگرفته از كتاب فاطمه فاطمه است نوشته دکتر علی شریعتی
اينک لحظه وداع با علي (ع)! چه دشوار است.اکنون علي بايد در دنيا بماند. سي سال ديگر! فرستاد ” ام رافع ” بيايد ، وي خدمتکار پيغمبر(ص) بود. از او خواست که - اي کنيز خدا، بر من آب بريز تا خود را شست وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتي، غسل کرد و سپس جامه هاي نويي را که پس از مرگ پدر کنار افکنده بود و سياه پوشيده بود، پوشيد، گويي از عزاي پدر بيرون آمده است و اکنون به ديدار او ميرود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 23:5  توسط آسمانی
|
ترکیب بند زهرایی :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 19:37  توسط آسمانی
|
آیت الله شاه آبادی میفرمود: «سالک الی الله در صورتی میتواند به جایی برسد که در ضمن سیر، اوّل مرتبه اتکاء به خانم حضرت صدیقه (سلام الله علیها) داشته باشد و این محبّت خانم حضرت صدیقه (سلام الله علیها) است که انسان را به راهی که باید برود هدایت میکند و اگر نباشد اصلاً سیری وجود نخواهد داشت. ایشان از ائمّه علیهم السلام روایت میکردند که شما هر وقت محتاج میشوید دست به دامن ما شوید و ما هر وقت گرفتار میشویم دست به دامن مادرمان میشویم. گرفتاری و احتیاج ائمّه (علیهم السلام) همان مقامات قرب الهی است که حد یقف ندارد و لذا ایشان میفرمود محال است سالک سیر و سلوک کند و به جایی برسد مگر از طریق خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها) و البته منظور از این که به جایی برسد، نه این امور که مثلاً افکار رابخواند یا هر چیز میخواهد برای او مهیّا باشد، نه! آنها اصلاً ارزش ندارد. آن چیزی که ارزش دارد مقام قرب پروردگار است و این مقام محقق نمیشود مگر از طریق خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها).»[۱] [۱]. آسمانی «زندگی نامه حضرت آیت الله العظمی محمّد علی شاه آبادی»، ص۴۷ به نقل از آیت الله نصر الله شاه آبادی.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 15:9  توسط آسمانی
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:29  توسط آسمانی
|
با نام خداوند حکیم
با سلام خدمت دوستان عزیز... این چندوقت که نیومدم دوستان از نبودم گله و شکایت کردند...خوب منم راستش دلم برا فضای مجازی تنگ شده بود... راستش متاهلی این مشکلاتم داره ...البته بیشترش به خاطر بی نظمی خودمه...از طرف دیگه دنبال کار بودم و... دوست دارم یه مقدار از فضای جامعه خودمون حرف بزنم ولی نمی دونم از چی و از کی بگم...از انتخابات...از گرانی...از گروه انحرافی...از حلیم صلواتی روزای عاشورا...از پیشرفتای کشورمون تو این چند سال بعد از انقلاب...از رهبر دوستاشتنیمون...از امام غائبمون...از خودمون...از آمریکا...از ...از...از... نه مثل اینکه حرف واسه گفتن زیاده...پس خداوند چی؟!!!خدای مهربان..حکیم...بخشنده... بیخیال...بزارید یکم از خودمون ایراد بگیرم...نه چرا ایراد بگیرم...اول یکم تعریف کنم بعد نقدارو بگم... من از مردمم تشکر می کنم که مهربونترین مردم دنیا هستن...که بخشنده ترین مردم دنیا هستن...که با ایمان ترین مردم دنیا هستن...که قشنگ ترین مردم دنیا هستند...که سحرخیز ترین مردم دنیا هستند...که ...هستند...هستند...که.... ولی یکمی هم نقد کنم از خودمون...چرا ماها تو کارامون نظم نداریم؟چرا زود عصبانی میشیم؟چرا بی دلیل کسی رو متهم می کنیم؟چرا قبل از هر کاری خوب فکر نمی کنیم؟چرا از کسی که خوشمون نمیاد فقط بدش رو می گیم؟چرا وقتی از کسی خوشمون میاد فقط خوبیشو میگیم؟ چرا همیشه ما اول سلام نمی کنیم؟چرا موقع سوار شدن به مترو از کنار سوار نمیشیم که اونی که پیاده میشه از وسط دربها پیاده بشه؟!!!چرا سعی نمی کنیم شاد باشیم؟چرا کتاب زیاد نمی خونیم؟چرا...چرا...چرا... ای بابا چقد امشب حرف می زنم؟!!! تا بعد که ببینمتون خدانگهدارتون یا علی
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 19:37  توسط آسمانی
|
|
|